
آیا اعتیاد یک بمب نیست؟
به پیرامون خود که نظر می افکنیم می بینم که مخربترین بمب دنیا هم نمی تواند اینقدر بنیان یک جامعه را مورد تهدید قرار دهد. بعضی از رفتارها ناهنجاری تلقی می شوند یعنی اینکه یک فرد نمی تواند در اجتماع آنهارا انجام دهد. اما وای به روزی که همین رفتارهای ناهنجار تبدیل به هنجارهای اجتماعی شوند. بخصوص اینکه این رفتارها بنیان یک جامعه را مورد تهدید قرار دهند و همه عوامل اجتماعی در خواب باشند.یک خواب عمیق همرا با غفلت تمام.
عکس بالا در محوطه یک بیمارستان دولتی گرفته شده است
صدها نفر اعم از مرد وزن و کودک وجوان وپیر نامبرده را مشاهده می کردند که درحال تزریق مواد مخدر بود.بعد از انجام کار هم با خیال راحت وارد جمع مردم شد وشاید احساس می کرد که کار بسیار مثبتی انجام داده.
راستی چرا این بیماری(اعتیاد) در جامعه ما اینقدر اپیدمی شده است؟
چرا جوانان ما اینقدر به طرف اعتیاد گرایش پیدا کرده اند؟
چرا اینهمه معتاد داریم وهیچ کس کاری نمی کند؟
این همه مواد مختلف مخدر از کجا وارد کشور می شوند وجلوشان گرفته نمی شود؟
بیایید بخودمان رحم کنیم واز غرق شدن جوانان که همان آینده سازان کشورمان هستند جلوگیری کنیم که درغیر این صورت نابود شدن تمدن وملت وفرهنگ و کشورمان حتمی است
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 13:31  توسط ف- جهانپور
|




اگر چشمها مدخل روح باشه، میشه گفت که لب هم راهرو ذهنه. مــا افکار خودمون رو با یه لبخند انتقال میديم، محبت رو در کلمـات ورفتارهامون نشون ميديم و علائق خودمون رو با بوسيدن ابراز می كنيم.. يه بوسه مفهوم عمیقی داره که بیانش خيلي ساده نيست.نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقده : "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد." بوسه زمانی ایجاد می شه که دوطرف برای اولین بار به هم نزدیک می شن، پس کاملاً طبیعیه که دو طرف کمی مضطرب و عصبی بشن.
ازانیکه احساس میکنین دلتون ميخواد كسي رو كه دوست دارين ببوسین، این کار روانجام بدين، لازم نیست حتماً صبر کنین تا بهتر بشناسینش، ببوسیدش و به مرور زمان می تونید بهتر بشناسیدش.
پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاس عقيده داره: "اولین بوسه عاشقانه برمی گرده به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. قبل از اون زمان هیچ مدرک دیگه اي دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. همه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست اومده. بیرنت معتقده که تماس نزدیک و فشار بینی ها به همديگه از همون 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده.
اما بوسيدني که به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار بين رومی ها مرسوم شد. رومی ها موقع سلام کردن همديگه رو می بوسیدن، انگشترو حلقه ای که دست رهبران قومشون بوده رومی بوسیدن و مجسمه های خدایان خودشون روهم می بوسیدن و با این کار مطیع بودن و حس احترام خودشون روبه طرف مقابل انتقال می دادن. رومی ها به سرعت متوجه شدن که بوسه در شرایط مختلف می تونه معانی متفاوتی رو در بر داشته باشه، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، اسمهای مختلفی انتخاب کردن . مثلا" اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
اگر بخوایم این بوسيدن رو از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می تونیم بگیم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شه تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کنه، این هورمون باعث ميشه موقع بوسیدن احساس خوبی به ما دست بده و دانشمندان معتقدن که ماهیت وجودی انسان طوريه که در صورت تجربه یه بوسه منتظر بوسه ی بعدی هم هست. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیريم، غددي كه تودهان و جداره لب ها وجود دارن ماده شیمیایی رو ترشح می کنن که همین ماده باعث ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شه..
در تحقیقی که در سال 1997 تو دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه رسيدن که مغز انسان سلولهای عصبی داره که به فرداين توانائي رو ميده تا تو تاریکی هم لبهای معشوقه اش رو پیدا کنه. تعجبی نداره که چرا خيليها از بوسیدن همديگه تو جاهاي تاریک و کم نور لذت بیشتری می برن.پزشکان و روانپزشکان آلمانی بعد از كلي تحقيق به این نتیجه رسیدن افرادی که هر روز صبح قبل از بيرون رفتن، همسر خودشون رو میبوسن کمتر دچار بیماری می شن.درضمن افرادی که معمولا" بعد از بوسیدن خونه رو ترک می کنن، کمتر احتمال تصادف دارن، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به بقيه دارن و به طور متوسط 5 سال بیشتر از هم سن و سالهای خودشون عمرمیکنن. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که تو این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقده يکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد زیادی از افراد اینه که روز خودشون رو با یه نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنن و چي ميتونه مثل یه بوسه تو انسان یه نگرش مثبت ایجاد کنه.
بنابراین اگه می خواید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشین، باید کسی رو که دوستش دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خونه رو به قصد محل کارتون ترک کنین، ببوسین.
بقيه مزيتها
از بین بردن استرس
یه بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرسه. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقده وقتي لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرن، تقریباً دهان حالت لبخند زدن روبه خودش می گیره، و از اونجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارن، تقریباً غیر ممکنه كه یه نفرهم لبخند بزنه و هم استرس داشته باشه. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس زمان بوسیدن عمیق تر میشه، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خودش قرار می گیره. این خودش بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدنه.
کاهش وزن
چه مدت می تونید این کار را انجام بديد؟ برای اینکه فقط نیم کیلو وزن کم کنین باید 3000 کالری بسوزونین، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همون 500 ساعت. یه بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن رو افزایش میده و باعث ميشه تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزونده بشن. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی داره، اما به طور متوسط میشه گفت که هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شه
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 14:16  توسط ف- جهانپور
|
|
داستان كوتاه
|
|
كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند.
در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از 6 ماه خبررسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود.استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد!
سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري، آن كودك يك دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري كشورانتخاب گردد. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: "دليل پيروزي تو اين بود كه اولاً به همان يك فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يك فن بود، و سوم اينكه راه شناخته شده مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود كه تو چنين دست نداشتي! ياد بگير كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كني.راز موفقيت در زندگي ، داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از "بي امكاني" به عنوان نقطه قوت است |
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 12:47  توسط ف- جهانپور
|
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند .مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان
+ نوشته شده در دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 12:41  توسط ف- جهانپور
|
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند.
پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد.
سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار.
بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.
جلوی پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتريان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو محکم رو شيشه پيشخوان ريخت.
داروساز جا خورد و گفت چه ميخواهی؟
دخترک جواب داد برادرم خيلی مريض است می خوام معجزه بخرم قيمتش چقدراست؟
دارو ساز با تعجب پرسيد چی بخری عزيزم!!؟
دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزی در سرش رفته و بابام می گويد فقط معجزه ميتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه بخرم قيمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اينجا معجره نمی فروشيم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلی مريض است و بابام پول ندارد و اين تمام پول من است. من ازکجا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟
مردی که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبی داشت از دخترک پرسيد: چقدر پول داری؟
دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت: آه چه جالب!!! فکر ميکنم اين پول برای خريد معجزه کافی باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و والدينت را ببينم .
فکر ميکنم معجزه برادرت پيش من باشه ، آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.
پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحی چقدر بايد پرداخت کنم؟
دکتر لبخندی زد و گفت :هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت شده است
+ نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387ساعت 11:33  توسط ف- جهانپور
|