<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پرچین احساس</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/</link>
<description>ادبی اجتماعی ومحیط زیستی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 Sep 2009 08:27:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عدالت کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;تا حالا هرچی نقل کردم از این و آن بوده اما این یکی داستان خودم هست. من به اصطلاح تحصیلکرده دانشگاه  هستم و پانزده سالی هم سابقه کار دریک اداره دولتی دارم. راستش تا جایی یادم هست  به هرکس می رسیدم که چند سالی از خودم بزرگتر بود وی می خواست ادای پدر بزرگها را در بیاورد  به من می گفت حتما درس بخوانم تا بدبخت نشوم . من هم فکر کردم راست می گویندو تسلیم این حرفها شده بودم و تصمیم گرفتم درس بخوانم. خلاصه همان سال اول قبول شدم دانشگاه، دانشجوی تنبلی هم نبودم . تا چشم بهم زدم  درسم تمام شد. فوراَ به خدمت سربازی رفتم . آن دوره هم مثل برق و باد گذشت. خلاصه امدم  واستخدام شدم(البته مال زمانهای گذشته هست جدیدا که استخدامی نیست) .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;الان چندین ساله از آن تاریخ  می گذرد. یک بار که داشتم کار می کردم دندان جلویم از ریشه شکست.  چون داخل فک شکسته شده بود یکی از پزشکان با جراحی ریشه را بیرون کشید و تاج دندان  سرجایش گذاشت. مدتی هم خوب بود اما خلاصه عفونت دندان شروع شد و خودتان می دانید بعدش چه مشکلاتی  پیش میاد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;به هر دندانپزشکی که نشان دادم گفتند باید دندان خارج شود . و چون دندان جلویی هست باید کاشته شود. که قیمت آن حداقل یک میلیون هست. مخم سوتی مثل سوت قطار کشید. چون کل حکم حقوقی من بدون کسورات به نصف این قیمت هم نمی رسید. وقتی از آخرین دندانپزشکی نا امید زدم بیرون  به یک دکه روزنامه فروشی رسیدم. سایر روزنامه ها  که چیزی برای خواندن نداشتند. سراغ روزنامه های ورزشی رفتم. با تیترهای بزرگ زده بودند این بازیکن با مبلغ 300 میلیون به این تیم پیوست آن بازیکن با مبلغ 400 میلیون به آن تیم و این یکی 250 میلیون به آن یکی تیم پیوست. حسابی افسرده شدم، خداوکیلی خیلی فوتبال را دوست دارم اما با خودم فکر کردم که آن کسانی که به من گفتند درس بخوان بدبخت نشوی ! حالا هم همین می گویند. من که خوشبخت نشدم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;بعدش هم با خودم گفتم کاش همه ملت ایران فوتبالیست می شدند ، حداقل دیگه همه مبالغی کلان برای 9 ماه می گرفتند وبه شام شب محتاج نبودند. اصلاَ شغلهای دیگر که به درد کشورمان نمی خورند. همه سربار این فوتبالیستها هستند. کشوری که این چند تیم عجیب غریب داشته باشه دیگه به هیچ شغلی نیاز نداره.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;حالا این سوال ها برایم بی جواب مانده اگه کسی می تواند هم خودش و هم منو قانع کنه جوابشون بده.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;1ـ آیا  اینها انسانهای شماره یک هستند وما در رتبه های بعدی هستیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;2ـ آیا اینها مال این کشورند و ما از جایی دیگر آمدیم ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;3ـ چرا سهم اینها از این کشور اینقدر زیاده  و سهم ما اینقدر کم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;4ـ کار بسیار مهمی که اینها انجام می دهند چی هست که کار ما اینقدر بی ارزشه؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt; 5ـ راستی مفهوم عدالت چی هست؟ اصلاَ عدالت واقعیت داره؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;6ـ ما اگه پول نداریم پس این ارقام چی هست اگر هم داریم پس سهم ما کو؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;7ـ اصلاَ کی این قانون تعیین کرده ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آخ........ دندونم ..... وای. از دست این عدالت دندون دردش مال من شده&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 08:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهشتی وجهنمی بودن</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;&lt;FONT size=4&gt;روزی یک&lt;BR&gt; مرد روحانی با خداوند مکالمه ای  داشت : ‘ خداوندا ! دوست دارم بدانم&lt;BR&gt; بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ‘ ،&lt;BR&gt; خداوند او را به سمت دو در هدایت  کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد&lt;BR&gt; نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط  اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که&lt;BR&gt; روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد،&lt;BR&gt; افرادی که دور میز نشسته بودند  بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند،&lt;BR&gt; آنها در دست خود قاشق هایی با دسته  بسیار بلند داشتند که این دسته ها  به بالای  بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام  از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را&lt;BR&gt; برگردانند و قاشق را در دهان خود  فرو ببرند  . مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی  و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت :&lt;BR&gt; تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت  است ‘ ، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم&lt;BR&gt; دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز  گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان  قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی  به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت : ‘&lt;BR&gt; خداوندا نمی فهمم؟ !’  خداوندا&lt;BR&gt; پاسخ داد : ‘ ساده است، فقط احتیاج&lt;BR&gt; به یک مهارت  دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته  اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل  تنها به خودشان فکر می کنند!’  هنگامی که حضرت موسی فوت می کرد، به شما  می اندیشید، هنگامی که حضرت عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که  حضرت محمد وفات می یافت نیز به شما می  اندیشید، گواه این امر کلماتی است  که آنها در دم آخر بر زبان آورده&lt;BR&gt; اند، این کلمات از اعماق قرون و  اعصار به ما یادآوری می کنند که  یکدیگر را دوست داشته باشید، که به  همنوع خود   مهربانی نمایید، که همسایه خود  را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا ( ملکوت الهی  ) نخواهد شد. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;آیا ما از دسته جهنمی ها هستیم یا بهشتی ها &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;&lt;FONT color=#990033&gt;؟&lt;/FONT&gt;با اندکی اندیشه پی خواهیم برد . اگر جهنمی هستیم می توانیم بهشتی شویم&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 04:54:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شعرغمی غمناک(سهراب سپهری)</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #009933&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;امروز بخاطر آن دوستی که خیلی نا امید بود تصمیم گرفتم شعر زیبای &lt;FONT color=#cc0000&gt;سهراب&lt;/FONT&gt; را در وبلاگ بگذارم. به آرزوی اینکه  خورشید امید در تارک آسمان دل همه هموطنانم  پرکشان باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 504px; HEIGHT: 280px&quot; height=353 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs841.xs.to/xs841/09273/7659vt810.jpg&quot; width=189 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;               &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شب سردی است و من افسرده&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#006600 size=3&gt;راه دوری است ، و پایی خسته.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;تیرگی هست و چراغی مرده.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;می‌کنم ، تنها ، از جاده عبور&lt;BR&gt;دور ماندند ز من آدم ها&lt;BR&gt;سایه‌ای از سر دیوار گذشت ،&lt;BR&gt;غمی افزود مرا بر غم‌ ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فکر تاریکی و این ویرانی‌&lt;BR&gt;بی خبر آمد تا با دل من&lt;BR&gt;قصه‌ ها ساز کند پنهانی.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;نیست رنگی که بگوید با من&lt;BR&gt;اندکی صبر ، سحر نزدیک است.&lt;BR&gt;هر دم این بانگ برآرم از دل :&lt;BR&gt;وای ، این شب چقدر تاریک است !&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;خنده‌ای کو که به دل انگیزم ؟&lt;BR&gt;قطره‌ای کو که به دریا ریزم ؟&lt;BR&gt;صخره‌ای کو که بدان آویزم ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#006600 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مثل این است که شب نمناک است .&lt;BR&gt;دیگران را هم غم هست به دل،&lt;BR&gt;غم من ، لیک ، غمی غمناک است.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#990000 size=5&gt;                      فقط&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#0000cc size=5&gt;اندکی صبر ، سحر نزدیک است.&lt;BR&gt;                        اندکی صبر ، سحر نزدیک است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Jul 2009 06:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارزش عمر</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش ده سال زندگی &lt;/FONT&gt;را بفهمی از زوجی را که از هم جدا شده اند بپرس.&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش چهار سال زندگی&lt;/FONT&gt; را بفهمی از یک فارغ التحصیل بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش یک سال زندگی &lt;/FONT&gt;را بفهمی از یک دانش آموز که از امتحان آخر سال مردود شده است بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش نه ماه زندگی&lt;/FONT&gt; را بفهمی از یک مادر که تازه نوزداش را به دنیا آورده بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش یک ماه زندگی&lt;/FONT&gt; را بفهمی از یک مادر که نوزاد نارسی به دنیا آورده بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی &lt;FONT color=#cc0000&gt;ارزش یک ساعت زندگی&lt;/FONT&gt; را بفهمی از عاشقانی که چشم به راه معشوق بوده اند بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی ارزش &lt;FONT color=#cc0000&gt;یک دقیقه زندگی&lt;/FONT&gt; را بفهمی از کسانی که از هواپیما و قطار جا مانده اند بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی ارزش &lt;FONT color=#cc0000&gt;یک ثانیه زندگی &lt;/FONT&gt;را بفهمی از کسانی که از یک حادثه  ناگهانی جان سالم به در برده اند بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000099 size=4&gt;اگر می خواهی ارزش &lt;FONT color=#cc0000&gt;یک هزارم ثانیه&lt;/FONT&gt; را بفهمی از کسانی که مدال نقره المپیک را برده اند بپرس.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#990000 size=5&gt;اما  وقتی ارزش یک دوست را می فهمی که از دستش بدی!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600 size=5&gt;زمان برای هیچ کس صبر نمی کند!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                   &lt;FONT color=#006666 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;  Time waits  for no one  &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;                      &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;     &lt;FONT color=#990000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=4&gt;و هر لحظه از عمر یک کنج گرانبهاست!&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                            &lt;FONT size=3&gt;       &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;  &lt;FONT color=#009900&gt;و&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;                                           &lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;   &lt;FONT color=#990033&gt;وقتی ارزش داره که آنرابا کسی که برات مهمه  سپری کنی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 May 2009 09:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی که حیوانات از شرم کار خود می میرند! انسانها به کارهای شرمگین خود می بالند</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 542px; HEIGHT: 308px&quot; height=223 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs137.xs.to/xs137/09111/20379.jpg&quot; width=468 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs137.xs.to/xs137/09111/21158.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG height=366 alt=&quot;عکس شماره 3&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs137.xs.to/xs137/09111/22143.jpg&quot; width=541 align=baseline border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=380 alt=&quot;عکس شماره 4&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs137.xs.to/xs137/09111/24955.jpg&quot; width=538 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;عکس 6&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs137.xs.to/xs137/09111/26781.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#ff6633 size=4&gt;سایت عکسها روی آنهاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc0033 size=6&gt;با دقت به عکسهای فوق تو جه کنید!!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#660033 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;داستان عکسهای بالا از این قرار است که شیر بعد از گرفتن شکار خود متوجه می شود که شکارش بااردار بوده وحتی هنگام زایمان آن است . شیر دست از خوردن شکار کشیده و کمک می کنه بچه شکارش را سالم به دنیا بیاورد بعد از انجام این کار ، شیر بطور عجیب غریبی در همان جا می ماند تامی میرد. متخصصان محیط زیست وشاهدان بر این عقیده اند که شیر از شرم کار خود مرده چرا که نمی دانسته شکارش باردار هست، به نظر من از افسرد گی شدید که به آن دچار شده  مرده یاحتی دست به خودکشی زده است۰ (افسردگی حیوانات توسط روانشاسان تایید شده است)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000099 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;حال که متوجه موضوع شدیدبیایید بیاد بیاوریم جنگها و خونریزیهای بشر را نسبت به همنوعان خود . اگه فقط قسمتی بسیار کمی از جنایات گذشته مانند حمله چنگیز به ایران، جنگ جهانی اول و دوم ، انفجار بمب اتم در شهرهای ژاپن، جنگهای قبلیه ای و مذهبی ،جنایات رواندا،جنایات صربها علیه مسلمانان بوسنی، اسراییل علیه فلسطین، جنایات دارفور،حمله صدام به ایران و اسفاده سلاحهای غیر متعارف و هزاران هزار نمونه دیگر  را بصورت گذرا مرور کنیم، تازه بیایید فقط یکسال گذشته را ترورهای انجام شده ، ترورهای انتهاری واعدمهای ناحق وغیره را بیاد بیاریم می بینیم انسانها موجودات جنایتکاری هستیم که برای یک روز ادامه قدرت خود دست به زشت ترین و قبیح ترین رفتارها که حتی تاریخ از نگارش آن شرمنده هست زده ایم ومی زنیم وخواهیم زد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000099 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;گاهی برای تصاحب یک کرسی کوچک و کوتاه مدت دست به چه اعمال رقت باری نمی زنیم. حتی گاهی اینقدر پست می شویم که برای یک لحضه  لذت جنایت می کنیم. حتما مشاهده کرده اید که رهبرانی که جنایتهای بسیار زشت مرتکب شده اند بعد در محافل و رسانه ها بادی به غبغب انداخته و با لبخند و حق به جانب اعمال خود را توجیه کرده اند. گاهی حتی از این پیروزیها بعنوان نقاط عطف تاریخ یاد کرده اند. کشتار مردم حلبچه توسط صدام دیدیم که چه جوری از از این جنایت مسرور و شاد بود. گاهی حتی این جنایات را منتصب به خدای رحمان ورحیم می دانیم واقعا عجب صبری خدا دارد.  واقعا ما خلیفه خدا بر روی زمین هستیم؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffcc66&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#990033 size=6&gt;&lt;STRONG&gt;کاش بشر هم یه روزی شرمنده می شد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Mar 2009 08:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بمب اعتیاد</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990033 size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 350px; HEIGHT: 220px&quot; height=1076 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs536.xs.to/xs536/09074/dsc00271647.jpg&quot; width=1567 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 349px; HEIGHT: 314px&quot; height=1133 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs536.xs.to/xs536/09074/dsc00272813.jpg&quot; width=1247 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#990033 size=5&gt;آیا اعتیاد یک بمب نیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000033 size=5&gt;به پیرامون خود که نظر می افکنیم می بینم که مخربترین بمب دنیا هم نمی تواند اینقدر بنیان یک جامعه را مورد تهدید قرار دهد. بعضی از رفتارها ناهنجاری تلقی می شوند یعنی اینکه یک فرد نمی تواند در اجتماع  آنهارا انجام دهد. اما وای به روزی که همین رفتارهای ناهنجار تبدیل به هنجارهای اجتماعی شوند. بخصوص اینکه این رفتارها بنیان یک جامعه را مورد تهدید قرار دهند و همه عوامل اجتماعی در خواب باشند.یک خواب عمیق همرا با غفلت تمام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#990000 size=5&gt;عکس بالا در محوطه یک بیمارستان دولتی گرفته شده است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000033 size=5&gt;  صدها نفر اعم از مرد وزن و کودک وجوان وپیر نامبرده را مشاهده می کردند که درحال تزریق مواد مخدر بود.بعد از انجام کار هم با خیال راحت وارد جمع مردم شد وشاید احساس می کرد که کار بسیار مثبتی انجام داده.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#660000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;راستی چرا این بیماری(اعتیاد) در جامعه ما اینقدر اپیدمی شده است؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#660000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;چرا جوانان ما اینقدر به طرف اعتیاد گرایش پیدا کرده اند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#660000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;چرا اینهمه معتاد داریم وهیچ کس کاری نمی کند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#660000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;این همه مواد مختلف مخدر از کجا وارد کشور می شوند وجلوشان گرفته نمی شود؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #cccc66&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#990000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;بیایید بخودمان رحم کنیم واز غرق شدن جوانان که همان آینده سازان کشورمان هستند جلوگیری کنیم که درغیر این صورت نابود شدن تمدن وملت وفرهنگ و کشورمان حتمی است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 10:00:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همه چیز در مورد بوسه </title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc0033&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#cc0033 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt; &lt;IMG alt=Question src=&quot;http://www.kocholo.org/modules/Forums/images/smiles/icon_question.gif&quot; border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 282px; HEIGHT: 250px&quot; height=240 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://xs536.xs.to/xs536/09071/abr131.jpg&quot; width=282 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=Exclamation src=&quot;http://www.kocholo.org/modules/Forums/images/smiles/icon_exclaim.gif&quot; border=0&gt;&lt;IMG alt=Question src=&quot;http://www.kocholo.org/modules/Forums/images/smiles/icon_question.gif&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;STRONG&gt;اگر چشمها مدخل روح باشه، میشه گفت که لب هم راهرو ذهنه. مــا افکار خودمون رو با یه لبخند انتقال میديم، محبت رو در کلمـات ورفتارهامون نشون ميديم و علائق خودمون رو با بوسيدن ابراز می كنيم.. يه بوسه مفهوم عمیقی داره که بیانش خيلي ساده نيست.نـویسنده کتاب &quot;عشق و رابـطه جنسی&quot;، دکتــر جان فری مـعتقده : &quot;بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد.&quot; بوسه زمانی ایجاد می شه که دوطرف برای اولین بار به هم نزدیک می شن، پس کاملاً طبیعیه که دو طرف کمی مضطرب و عصبی بشن. &lt;BR&gt;ازانیکه احساس میکنین دلتون ميخواد كسي رو كه دوست دارين ببوسین، این کار روانجام بدين، لازم نیست حتماً صبر کنین تا بهتر بشناسینش، ببوسیدش و به مرور زمان می تونید بهتر بشناسیدش. &lt;BR&gt;پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاس عقيده داره: &quot;اولین بوسه عاشقانه برمی گرده به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. قبل از اون زمان هیچ مدرک دیگه اي دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. همه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست اومده. بیرنت معتقده که تماس نزدیک و فشار بینی ها به همديگه از همون 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده. &lt;BR&gt;اما بوسيدني که به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار بين رومی ها مرسوم شد. رومی ها موقع سلام کردن همديگه رو می بوسیدن، انگشترو حلقه ای که دست رهبران قومشون بوده رومی بوسیدن و مجسمه های خدایان خودشون روهم می بوسیدن و با این کار مطیع بودن و حس احترام خودشون روبه طرف مقابل انتقال می دادن. رومی ها به سرعت متوجه شدن که بوسه در شرایط مختلف می تونه معانی متفاوتی رو در بر داشته باشه، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، اسمهای مختلفی انتخاب کردن . مثلا&quot; اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت، و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN class=yshortcuts id=lw_1234168812_16 style=&quot;BACKGROUND: none transparent scroll repeat 0% 0%; CURSOR: hand; BORDER-BOTTOM: #0066cc 1px dashed&quot;&gt;French Kiss&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;مشهور شده است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=impact size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;اگر بخوایم این بوسيدن رو از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می تونیم بگیم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شه تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کنه، این هورمون باعث ميشه موقع بوسیدن احساس خوبی به ما دست بده و دانشمندان معتقدن که ماهیت وجودی انسان طوريه که در صورت تجربه یه بوسه منتظر بوسه ی بعدی هم هست. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیريم، غددي كه تودهان و جداره لب ها وجود دارن ماده شیمیایی رو ترشح می کنن که همین ماده باعث ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شه.. &lt;BR&gt;در تحقیقی که در سال 1997 تو دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه رسيدن که مغز انسان سلولهای عصبی داره که به فرداين توانائي رو ميده تا تو تاریکی هم لبهای معشوقه اش رو پیدا کنه. تعجبی نداره که چرا خيليها از بوسیدن همديگه تو جاهاي تاریک و کم نور لذت بیشتری می برن.پزشکان و روانپزشکان آلمانی بعد از كلي تحقيق به این نتیجه رسیدن افرادی که هر روز صبح قبل از بيرون رفتن، همسر خودشون رو میبوسن کمتر دچار بیماری می شن.درضمن افرادی که معمولا&quot; بعد از بوسیدن خونه رو ترک می کنن، کمتر احتمال تصادف دارن، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به بقيه دارن و به طور متوسط 5 سال بیشتر از هم سن و سالهای خودشون عمرمیکنن. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که تو این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقده يکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد زیادی از افراد اینه که روز خودشون رو با یه نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنن و چي ميتونه مثل یه بوسه تو انسان یه نگرش مثبت ایجاد کنه. &lt;BR&gt;بنابراین اگه می خواید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشین، باید کسی رو که دوستش دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خونه رو به قصد محل کارتون ترک کنین، ببوسین. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;بقيه مزيتها&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از بین بردن استرس&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;یه بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرسه. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقده وقتي لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرن، تقریباً دهان حالت لبخند زدن روبه خودش می گیره، و از اونجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارن، تقریباً غیر ممکنه كه یه نفرهم لبخند بزنه و هم استرس داشته باشه. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس زمان بوسیدن عمیق تر میشه، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خودش قرار می گیره. این خودش بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدنه. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;کاهش وزن&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;چه مدت می تونید این کار را انجام بديد؟ برای اینکه فقط نیم کیلو وزن کم کنین باید 3000 کالری بسوزونین، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همون 500 ساعت. یه بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن رو افزایش میده و باعث ميشه تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزونده بشن. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی داره، اما به طور متوسط میشه گفت که هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 10:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> جودوكار بي دست </title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=5 cellPadding=3 width=650 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;داستان كوتاه&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;IMG height=80 src=&quot;http://www.iranboard.ir/Kimiya%20group/images/1zgf2g8.gif&quot; width=396&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=impact color=#990000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد استاد پذيرفت و به پدر كودك قول داد كه يك سال بعد مي تواند فرزندش را در مقام قهرماني كل باشگاه ها ببيند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در طول شش ماه استاد فقط روي بدن سازي كودك كار كرد و در عرض اين شش ماه حتي يك فن جودو را به او تعليم نداد. بعد از 6 ماه خبررسيد كه يك ماه بعد مسابقات محلي در شهر برگزار مي شود.استاد به كودك ده ساله فقط يك فن آموزش داد و تا زمان برگزاري مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در ميان اعجاب همگان با آن تك فن همه حريفان خود را شكست دهد! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;FONT face=impact color=#990000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=impact color=#990000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بين باشگاه ها نيز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نيز در مسابقات كشوري، آن كودك يك دست موفق شد تمام حريفان را زمين بزند و به عنوان قهرمان سراسري كشورانتخاب گردد. وقتي مسابقات به پايان رسيد، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد رازپيروزي اش را پرسيد. استاد گفت: &quot;دليل پيروزي تو اين بود كه اولاً به همان يك فن به خوبي مسلط بودي، ثانياً تنها اميدت همان يك فن بود، و سوم اينكه راه شناخته شده مقابله با اين فن ، گرفتن دست چپ حريف بود كه تو چنين دست نداشتي!&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffcc66&quot; color=#000099 size=5&gt;ياد بگير كه در زندگي ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كني.راز موفقيت در زندگي ، داشتن امكانات نيست ، بلكه استفاده از &quot;بي امكاني&quot; به عنوان نقطه قوت است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 09:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستاني از منوچهر احترامي</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt; لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000cc size=5&gt;&lt;STRONG&gt;حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#993300&gt;تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#003300 size=5&gt;&lt;STRONG&gt; اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;BLOCKQUOTE&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/BLOCKQUOTE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Feb 2009 09:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکایت معجزه</title>
<link>http://parchin15.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=Tahoma&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000cc size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006633 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها رو شمرد .فقط پنج دلار&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جلوی پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتريان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو محکم رو شيشه پيشخوان ريخت&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;داروساز جا خورد و گفت چه ميخواهی؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;دخترک جواب داد برادرم خيلی مريض است می خوام معجزه بخرم قيمتش چقدراست؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000066 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;دارو ساز با تعجب پرسيد چی بخری عزيزم!!؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#003333 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزی در سرش رفته و بابام می گويد فقط معجزه ميتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه بخرم قيمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اينجا معجره نمی فروشيم&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلی مريض است و بابام پول ندارد و اين تمام پول من است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;من ازکجا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000099 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;مردی که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبی داشت از دخترک پرسيد: چقدر پول داری؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#000000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت: آه چه جالب!!! فکر ميکنم اين پول برای خريد معجزه کافی باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و والدينت را ببينم &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فکر ميکنم معجزه برادرت پيش من باشه ، &lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006600&gt;آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006600&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحی چقدر بايد پرداخت کنم؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006633 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;دکتر لبخندی زد و گفت :هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت شده است&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2009 08:03:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parchin15&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>parchin15</dc:creator>
<guid>http://parchin15.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
